بهترین روش خروج از کسب و کارهای کوچک چیست؟

استراتژی خروج از کسب و کار های کوچک ؟

استراتژی های خروج از کسب و کار

بسیاری از صاحبان کسب و کار و خصوصا کسب و کارهای کوچک و متوسط ، بنا به دلایل بسیار متنوع ممکن است تصمیم به خروج از کسب و کار بگیرند و لذا عدم رعایت برخی نکات و نداشتن استراتژی خروج ، باعث میشود فرصت های زیادی از دست بروند.
مثال ۱، فردی که صاحب یک مرغداری نسبتا بزرگ بود ، بدلیل سکته و کهولت سن و استرس هائی که در این کار بود ، مجبور به ترک آن کسب و کار و فروش آن شد و عملا بدلیل نداشتن برنامه ای برای فروش آن ، و توقف فعالیت ها ، ناچارا آن را به یکی از دوستان نزدیک با قیمت و شرایطی بسیار نازل واگذار نمود :
درس اول: نداشتن یک برنامه برابر است با داشتنن یک برنامه برای شکست.
مثال ۲- صاحب یک کسب و کار در زمینه املاک با تعداد زیادی کارمند و یک شبکه وسیع بازاریاب و دلال و کارشناس که طی بیست سال گذشته با رشد کسب و کار به درامد سالیانه بسیار بالائی رسیده بود ، و با صرف سود های سالانه در پروژه ها و برنامه های متنوع و صرف منابع برای نیاز های شخصی باعث کاهش نقدینگی به سطح بسیار پر خطری شده بود ، ناگهان با رکود بازار و زیان های مختلف به مرز ورشکستگی رسید ، اما با وجود آین امر طی دو سال ظاهر موسسه را با جذب مدیران قوی و نیرو های فعال و ایجاد سیستم های پیشرفته کامپیوتری و بازاریابی و رسیدگی به کیفیت شعب مختلف بهبود بخشید و توانست کسب و کار را با قیمت بسیار بالائی به سرمایه گذاری جدید بفروشد .
درس دوم : برنامه ریزی اغلب جواب میدهد
مثال ۳- مدیر عامل یک شرکت زیر مجموعه و وابسته به یک شرکت بزرگ به این باور رسید که بدلیل عدم ورو د به بورس ، فرصت های زیادی را از دست داده است اما فکر کرد که هنوز فرصت لازم را برای فروش شرکت به قیمت خوب دارد. وی پیشنهادی را برای فروش به گروهی از سرمایه گذاران علاقه مند که آماده پرداخت مبالغ زیادی برای شرکت بودند به شرکت مادر داد اما متاسفانه مدیران شرکت مادر فکر کردند که میتوانند آن را با شرایط بهتری بفروش برسانند و با آن مخالفت کردند. در نهایت پس از آنکه مدیران اصلی و حرفه ای شرکت را ترک کردند ، مدیران شرکت مادر ناچار شدند شرکت را با قیمت بسیار کمتری بفروش برسانند.
درس سوم : زمان بسیار مهم است و لجاجت میتواند به معنای از دست دادن فرصت ها باشد
هر یک از ما بسیار شاهد بسته شدن یک کسب و کار بدلیل ، مثلا افزایش هزینه ها و اجاره ها ، رکود و عدم رشد سریع کسب و کار ، مریضی صاحب کسب و کار و یا بی حوصله شدن و خسته شدن وی از آن کسب و کار و سایر موارد بوده ایم و اغلب یا آن کار کاملا تعطیل شده و یا با قیمت ناچیز به فرد جدیدی برای یک کار متفاوت فروخته شده است.
اصولا اگر کسب و کاری برای مدت طولانی دوام آورده است ، باید بپذیریم که در این مدت صاحب نام و برند شده و آن کسب و کار دارای ارزش های پنهان و آشکاری است. اگر یک کسب و کار ناگهان متوقف شده و تعطیل شود ، این ارزش کسب و کار و نام تجاری حتی اگر کسی بعدا پیشنهاد خرید نام تجاری را بدهد ، از بین خواهد رفت و ارزش ناچیزی خواهد داشت . بدیهی است ارزش برند و اعتبار نام ، کسب و کار در هنگام فعال بودن ، بسیار بیشتر از هنگامی است که کار تعطیل شده باشد.
هرچند بستن و توقف یک کسب و کار بهر حال یک انتخاب ممکن است ، اما این انتخاب به ندرت بعنوان بهترین استراتژی انتخاب میشود.

استراتژی دوشیدن
یک راه حل دوم نسبت به تعطیل کردن کسب و کار ، دوشیدن کسب و کار و حداقل هزینه ها را انجام دادن و خارج کردن منافع است به نحوی که کسب و کار حداقل منافع را داشته باشد و بکار ادامه دهد. این استراتژی برای مواردی مثل رستوران ، تولیدی های انبوه ،باشگاه ها ، آژانس های فعال که جریان مالی زیادی ایجاد میکنند اما نیاز زیادی به حضور مالک و برنامه ریزی پیچیده ندارند مناسب است . هرچندن استراتژی دوشیدن ممکن است بالاترین نرخ برگشت سرمایه را نداشته باشد اما میتواند بدون برنامه ریزی و مدیریت پیچیده ، به فعالیت ادامه دهد و همچنان سود ده باشد. البته زمان مهم است و باید زمانیکه اقتصاد به سمت رکود پیش میرود از این استراتژی استفاده نکنید چون باعث نابودی آن کسب و کار خواهد شد.

استراتژی فروش
فروش در هر شرایط بعنوان یک انتخاب مطرح می باشد. سئوال این است که چقدر میتوانید آن کسب و کار را بفروش برسانید ؟ نکته کلیدی آن است که مشتریانی را بیابید که بیشترین ارزش را برای کسب و کار شما قائل باشند. بطور کلی هرچه تعداد متقاضیان بیشتر شود بهتر است و شما میتوانید کسب و کارتان را به قیمت واقعی بفروشید. اغلب پیشنهاد میشود از۳ تا ۵ سال قبل برای فروش برنامه ریزی کنید.البته این مدت ممکن است خیلی محافظه کارانه بنظر برسد اما باید توجه داشت که سرمایه گذاران و خریداران ممکن است از جنبه های متفاوتی به کسب و کار توجه کنند و بهر حال لازم است طی این مدت ضمن بهبود عملکرد و وجهه کسب و کار ، ضعف های ظاهر و پنهان آن را تا حدودی برطرف کرده و متقاضیان زیادی را دست و پا کنید.

استرتژی واگذاری به دوستان و نزدیکان
هرچند این استراتژی هم نوعی فروش است اما در این حالت شما راحت تر معامله خواهید کرد و طرف مقابل را بهتر میشناسید و متقابلا طرف مقابل میداند که شما بهر حال در صورت مشکلات بعدی او را حمایت خواهید کرد و راحت تر وارد کسب و کار خواهد شد. در این مورد نیز بهتر است از چند سال قبل برنامه ریزی کنید . در اینجا لازم است از یک کارشناس حرفه ای برای تعیین ارزش استفاده کنید که دو طرف نظر وی را قبول داشته و بخاطر دوستی ناچار به فروش ارزان نشوید.

استراتژی عرضه سهام در بورس
بدیهی است که این استراتژی برای شرکت های بزرگ مناسب است و البته هزینه های زیاد و برنامه ریزی دقیقی برای ایجاد قابلیت ها و شرایط مورد نظر بورس دارد و در خصوص برخی کسب و کارها مناسب نیست ، مثلا شرکت های مشاور که عملکرد آنها بیشتر مرتبط به توانائی های پرسنل آنها است، قابلیت عرضه در بورس را ندارند و ارزش زیادی برای آنها تعیین نمیشود.

برخی اقداماتی که میبایست قبل از ارائه برای فروش و به منظور افزایش ارزش و قابلیت فروش کسب و کار انجام گردند عبارتند از :

الف-اگر برای مثال رستورانی دارید که خودتان سر آشپز آن هستید و مثلا همسرتان امور رستوران را اداره میکند ، با فروش رستوران عملا چیزی از جاذبه های رستوران برای مشتریان قدیمی بدلیل تغییر منو ها و سرویس باقی نمیماند و عملا خریدار ارزشی برای کسب و کار شما قائل نخواهد بود . در این موارد بهتر است ضمن استخدام و آموزش نیروهائی که بتوانند همان استاندارد ها را در کار ارائه دهند ، شرایطی را ایجاد کنید که بدون حضور شما کیفیت و ارزش برند شما نزد مشتریان از بین نرود و خریدار کسب و کار احساس خطر نسبت به عدم توانائی اداره کسب و کار شما را نکند.

ب- یک سیستم مستند برای تشریح مراحل و نحوه اجرا برای کسب و کار و سیستم اطلاعاتی وسیستم CRM میتواند درکسب و کارهای بزرگتر ایجاد گردد تا هنگام واگذاری در انتقال تجارب و اموزش و مدیریت به خریدار کمک کند.

پ- منظم کردن دفاتر حسابداری و استفاده از حسابداران و حسابرسان معتبر و استانداردهای شناخته شده و ایجاد شفافیت در حسابها ، مدون کردن سیستم های حسابداری، کنترل و نگهداری اسناد مالی، هزینه ها، و کاهش هزینه های غیر ضرور بمنظور بهبود وضعیت مالی

ت- مرتب کردن سیستم انبار و موجودی ها و تهیه حساب کاملی ازکلیه دارائیها و شماره گذاری کلیه ماشین الات ، تجهیزات و لوازم اداری و صنعتی ، کامپیوتر ها ، نرم افزار ها و غیره

ث- تشکیل یک تیم مدیریت و کارشناسی با حضور یک یا چند کارشناس خبره تا وضعیت را بررسی و نقاط ضعف و راهکار ها را برای شما مشخص کنند.

ج-از یک شرکت حسابرسی معتبر بخواهید تا سیستم شما را بررسی و نقاط ضعف را مشخص کرده و وضعیت مالی و ارزش کسب و کار شما را از دید کارشناسی بررسی و راهکارهای بهبود را بشما ارائه کنند . ضمنا گزارشات حسابرسی را در ۵ سال برنامه ریزی شده ، بصورت استانداردند تا قابل ارائه به خریداران باشد.

چ- از کارشناسان صنعت و حتی کسانی که نسبت به شرکت های رقیب اطلاع دارند بخواهید نقاط ضعف و قدرت کسب و کار شما را نسبت به رقبا تعیین کرده و طی چند سال برنامه ریزی فروش کسب و کار سعی کنید موقعیت و وجهه کسب و کارتان را نسبت به رقبا افزایش دهید.

ح- سیستم اطلاعاتی کاملی از تامین کنندگان ، مشتریان ، نمایندگان و کیفیت و قیمت ها نگهداری کنید و سیستم های خرید و سفارش را استاندارد کنید.
خ- هر چند انجام همه این امور تا فروش کسب و کارتان چند سال بطول خواهد انجامید اما فروش ممکن است زودتر محقق شود و شما میبایست دقیقا شرایط اقتصاد و بازار را زیر نظر داشته باشید تا زمان و فرصت مناسب را برای فروش از دست ندهید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *