اشتباه استارت آپ ها در برندینگ

چرا یکی از بزرگترین اشتباهات استارت آپ ها برندینگ ضعیف و سطحی در مراحل اولیه توسعه به امید تغییر و اصلاح در آینده است ؟

استارت آپ ها در شروع کار آنچنان در گیر هیجان تحقق ایده هایشان هستند که کار برندینگ رو در سطح طراحی یک لوگو و رنگ سازمانی و چند جنبه هویت بصری ، بدون مطالعه جنبه های عمیق تر برند و هویت سازمان استارت آپ و مخاطبان انجام میدهند.

واقعیت اینست که یکی از عوامل مهم در موفقیت استارت آپ ها ، موفقیت در تحت تاثیر قراردادن مخاطبان در مراحل اولیه توسعه و بازاریابی استارت آپ و خصوصا جذب سرمایه گذاران خطر پذیر است .

هیچ چیز دردناکتر از آن نیست که شما یک کار فوق العاده ارائه کنید اما نتوانید توجه هیچ کس را به آن برانگیزید ویا حتی باعث انزجار مخاطب شوید . .

اولین اثرحضور شما در ذهن و قلب مخاطب در موفقیت استارت آپ شما بسیار مهم و حیاتی است و هنگامی که کار استارت آپ شما جدی میشود و سرمایه گذاری سنگین برای بازاریابی شروع میشود ، مشکل اصلی فقط بازاریابی نخواهد بود و برندینگ سطحی موجود بعنوان یک مانع اصلی در موفقیت بازاریابی عمل خواهد کرد .

یک شعار توخالی و هویت ضعیف و نا همگون و جنبه های ضعیف هویت بصری که بدون مطالعه طراحی شده و یا نشده اند ، در همان کمپین ها ی اولیه باعث از دست رفتن فرصت ها خواهند شد. بدیهی است این عوامل شکست ، پس از شروع کار و در اثر بازدهی ضعیف در کمپین ها به یک عامل شکست استارت آپ ها تبدیل خواهد شد.

روشن است که شما نمیتوانید بدون یک سیستم هویتی قوی ، عملیات بازاریابی را با موفقیت به پیش ببرید و استقبال و ارتباط با مخاطب و جایگاه مناسب را برای محصولتان ایجاد کنیددرحالیکه مجموعه ابعاد مختلف هویت برند محصول شما بعنوان یک سیستم هویت برند میتواند یک منبع اصلی پول سازی محصول شما باشد.

برند شما باید قادر باشد با منطق و احساس مخاطب شما ارتباطی ماندگار برقرار کرده و شوروهیجان را درطرفداران شما ایجاد کند . واگذاری این امر به شانس ، به شکست فعالیت های بازاریابی شما و کاهش اثر بخشی آنها خواهد انجامید.

هشت راهکار برای ارزشیابی جایگاه برند شما

انتخاب یک جایگاه و موقعیت برای  نام تجاری  یکی از مهمترین مواردی است که میبایست برای موفقیت و برندینگ نام تجاری کسب و کارتان  انجام دهیدو برای این منظور  بهتر است با  معیارهایی ، ارزیابی جایگاه برندتان  را انجام  دهید .

۸ مورد از سوالاتی که میتواند در این رابطه راه گشا باشد عبارتند از :

  1.  آیا موقعیت  و جایگاه  برند شما در حال حاضر  مبتنی بر  تمایز یا تمایز هایی  نسبت به رقبا هست ؟

از آنجا که شما می خواهید نام تجاری خود را برجسته کنید ، اگر موقعیت انتخابی شما خیلی نزدیک به یک رقیب باشد، موفقیت زیادی بدست نخواهید آورد  مگر اینکه شما بتوانید آن را حداقل متفاوت بگویید، انجام دهید و یا بازی را به طور کامل در نحوه تعریف و پیاده سازی آن تغییر دهید. معمولا در  فرآیند تحقیق ، با کمک کارشناسان برندینگ ، جهت های جایگاه یابی  مختلف را کشف خواهید کرد و آنگاه تصمیم خواهید گرفت که چه امکان هایی  برای تمایز و  رقابت و کسب امتیاز  در بازار وجود دارد.

۲- آیا موقعیت و جایگاه فعلی برند شما  در طولانی مدت  استمرار خواهد داشت ؟

جایگاه برند شما بدلایل مختلف و از جمله تغییر و  پویایی بازار و تغییر در  رفتار مشتری  تغییر خواهد کرد اما بیانیه  جایگاه و موقعیت برند شما باید نشان دهد که که شما به اندازه کافی به آینده  فکر می کنید؟ آیا بیانیه جایگاه و موقعیت برند شما هنوز هم مربوط به پنج سال قبل است ؟ موقعیت  و جایگاه برند شما برای امروز باید برای فردا مناسب باشد. اگر چنین است، احتمالا یکی از عواملی خواهد بود که  که شما را برای رشد آماده می کند.

۳- آیا موقعیت و جایگاه برند الهام بخش اعضای تیم هست ؟

اعضای تیم، بعنوان سفیران نام تجاری بسیار مهم هستند. اگر آنها نام تجاری را زندگی نمی کنند، نام تجاری هم زنده نخواهد ماند . پس آیا جایگاه برند شما  آنها را نیز برای مشارکت و تقویت و توسعه جایگاه برندتان تحریک می کند؟

این سوال مهمی است که باید در نظر گرفت ، چراکه یک  استراتژی مشارکت کارکنان موثر و خوب می تواند به اعضای تیم کمک کند تا با الهام بخشی و ایده های خلاقانه به  تبیین و تثبیت جایگاه  کمک  کنند.

۴– آیا مخاطبان اصلی شما نسبت به موضع گیری های شما واکنش نشان می دهند؟

تبیین جایگاه  نباید مصرف کنندگان فعلی برند شما را بی اعتبار کند. بیانیه های تبیین جایگاه شما علاوه بر آنکه باید برای مخاطب فعلی شما جذاب باشد بلکه باید در بازار بزرگتر،  جذابیت مخاطبان جدید تری را نیز در حین حفظ هسته خود داشته باشد. هدف حفظ مشتریان  فعلی شما و رشد آن است.

۵- آیا جایگاه و موقعیت  برند شما با چشم انداز و استراتژی شما هماهنگ است؟

بیانیه تعیین جایگاه ،  بخشی از اهداف و  ابعاد استراتژیک و تجاری کسب و کار شما، از جمله  ،  چشم انداز، مأموریت و استراتژی شما است. اطمینان از هماهنگی  همه آنها با یکدیگر بسیار مهم است .

۶- آیا جایگاه برند شما قابل دستیابی و ایجاد و حفظ آن است ؟

هیچ چیزی بدتر از آن نیست که اهداف صرفا شعار گونه مطرح شوند. اهرجند  جایگاه مطرح  شده یک کشش برای رسیدن ایجاد میکند اما تا زمانی ارزشمند است که بتواند با  ابتکارات و برنامه های اجراشده بلافاصله به اجرا درآید، این امر به کسب و کار  شما اجازه می دهد که به درستی برای چیزی که می گویید  ایستادگی کنید. شما باید در تعیین جایگاه برند ، هم واقع گرا باشید که بتوانید آنرا اجرا کنید و بسمت آن قدم های جدی بردارید و  هم تا حدی آرمانگرا ،   راه را برای  رشد آینده نشان دهد .

۷- آیا جایگاه برند شما با میراث و فرهنگ سازمان  شمامتناسب و هماهنگ است ؟

جایگاه برند  نشان می دهد که شما به عنوان یک نام تجاری چه کسی هستید. بنابراین برند باید میراث و فرهنگ خود را نمایندگی کند و یا حداقل نشانه هایی  از  آن را داشته باشد و ضمنا تغییرات شدید جایگاه ممکن است باور پذیر نباشد.

۸-  آیا جایگاه و تمایز مطرح شده در جایگاه و موقعیت برند شما ، چقدر  برای مشتریان   جذاب است و نیاز آنها را تامین میکند ؟

جایگاه برند شما  و تمایز هایی که روی آن تاکید میکنید ، باید برای مشتریان مخاطب شما  اهمیت جدی داشته باشد و بتواند در رقابت و شکستن پیام رقیب شما موثر باشد. در حقیقت این تمایز شماست که در جذب مخاطب و مشتری علاقه مند به تمایز مطرح شده عمل کرده و نهایتا در سهم بازار شما موثر خواهد بود  .

با بررسی این  معیارهای ارزیابی، مسیر درست کسب و کار شما برای رشد و توسعه روشن تر خواهد شد.

هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست ؟

هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست؟

هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست؟

شناخت بصیرت واقعی مشتری ، کمک زیادی به طراحی استراتژی ، سیاست گذاری های توسعه برندینگ ، تخصیص منابع ، مدیریت عملکرد و خدمات بازار و تغییر رفتار مشتری خواهد نمود .
امروزه ، در سیستم های مدرن ارتباط با مشتری ، مدیریت طبقه بندی خدمات و کالاها با نگاه به بصیرت و آگاهی درونی مشتری ، به امرخطیری تبدیل شده است و به این منظور لازم است تا کاملا به نیازها ، تفکر و احساس مشتری پی برد. این امر میبایست در کل مراحل زنجیره تولید و عرضه و فروش و پس از فروش لحاظ گردد. به این منظور لازم است بصیرت و تمایلات قلبی مشتری بخوبی شناخته شده و در ابعاد مختلف استراتژی توسعه برند لحاظ گردد.
بررسی بصیرت مشتریدر کنار ، ارزیابی اثر عوامل مختلف بر رفتار مشتری است که کمک میکند درک شود چه عاملی در کسب و کار بر رفتار مشتریان موثر است و همچنین کمک میکند تا رفتار اینده مشتری را با مدل سازی و بر اساس اطلاعات گذشته ، در شرایط مختلف پیش بینی کنیم.
تمایلات قلبی و بصیرت مشتری چیست ؟
تمایلات قلبی مشتری شامل حقایق عمیق در مورد مشتری است که شامل باور ها ، تجارب ، رفتار ها ، نیازها و مطلوبیت های مرتبط با وظائف و یا موضوعمورد نظر در حلقه مشتریان هدف است.
( customer insight) بصیرت مشتری به بیان دیگر عبارتست از شناخت غیر مشهود در باره مشتری شما که اگر رعایت شود و بر آن اساس عمل شود ، موفقیت زیادی را برای تغییر رفتار مشتری بدست خواهد داد .
هدف اصلی از شناخت بصیرت و آگاهی درونی مشتری ، آن است که بفهمیم چرا یک مشتری به یک برند ، توجه خاص میکند ؟ و اینکه چه تفکر ، انگیزه ، حالت ، عادت ، اشتیاق و احساسی در پشت این ترجیحات وجود دارد ؟ در طراحی برند لازم است یک تلاقی در بین علائق مشتری و خصوصیات برند ایجاد گردد و هرچه این اشتراکات با بصیرت مشتریان عمیق تر و بیشتر گردد ، میتوان موفقیت بیشتر برند را انتظار داشت.

ادامه خواندن “هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست ؟”

چگونه برند ها ارزش گذاری میشوند ؟ استاندارد ایزو ۱۰۶۶۸

Brand valuation

ارزیابی برند امری است که نیاز به تخصص و تجربه و اطلاعات زیادی دارد که تنها توسط کارشناسان حرفه ای قابل انجام است.

بدلیل نیاز فراوان شرکت ها و سرمایه گذاران به ارزیابی ارزش برند و اهمیت موضوع ، سازمان بین المللی استاندارد  ، استاندارد ایزو شماره    ۱۰۶۶۸   را منتشر نمود که شامل  تعریف نحوه تعیین  ارزش برند ، نیازها ،  رویکرد و متد های اندازه گیری است . 

این استاندارد ،  با وجود روشها و تعاریف مختلف ، برای ارزش گذاری برند , در حال حاضر توسط بسیاری از کارشناسان و متخصصین برند مورد استفاده قرار میگیرد 
هرچند برای بسیاری از برندها ی معتبر جهانی ، تعیین ارزش برند بصورت یک وظیفه دائمی تلقی شده و در گزارشات شش ماهه مالی و مدیریتی ، تغییرات مثبت و یا منفی ارزش برند دائما مورد توجه قرار میگیرد ، اما دلیل ارزیابی ارزش برند میتواند موارد زیادی از جمله دلایل ذیل باشد
– خرید و معامله و تغییر مالکیت برند
– مشارکت های تجاری و سرمایه گذاری و ادغام و یا انشعاب موسسات
– طراحی استراتژی و مدیریت برند
– گزارشات مالی
– نیاز های مالیاتی
– دعاوی در دادگاه ها
– مذاکرات تجاری در رابطه با رویالتی و لیسانس و حقوق معنوی و دیگر  دارائی هائی   که در کنار ارزش برند دارائیهای نا مشهود را تشکیل میدهند .
– تعیین استراتژی بازاریابی و تبلیغات و مدیریت  نرخ برگشت سرمایه روی سرمایه گذاریهای تبلیغاتی و برندینگ
 سه رویکرد در ارزش گذاری برند بر اساس استاندارد ایزو ۱۰۶۶۸ عبارتند از ۱- رویکرد تعیین ارزش بر اساس ارزش بازار ۲- رویکرد هزینه های جایگزینی برند و ۳- رویکرد درآمد های  ناشی از برند .
این استاندارد تاکید میکند که قبل از استفاده از هرگونه رویکرد فوق الذکر ، لازم است اولا  جنبه های قانونی مالکیت و حمایت های قانونی از برند بررسی  شود ، چرا که ارزش برند منوط به حمایت قانون از برند در بازارها و کشور های مختلف تحت نفوذ برند است و همچنین وضعیت قانونی مالکیت برند میبایست بررسی گردد. هدف از این بررسی ها  تعیین ریسک  ارزش و اعتبار مالکیت برند است
تاکید دیگر این استاندارد بر ارزیابی  موقعیت و استحکام  و قدرت برند است و برای این منظور لازم است یک تحقیق جامع ، راجع به تعیین موقعیت برند در مقایسه با رقبا انجام گردد. این امر به کارشناس کمک میکند تا ریسک های مرتبط با ارزش برند را در محاسبات خود وارد کند
از میان سه روش فوق الذکر برای ارزیابی برند ، با توجه به اینکه تعیین ارزش بازار منوط به یافتن ارزش بازار برند های تقریبا مشابه معامله شده و همچنین  تعدیل ناشی از تفاوت ها میباشد که امری بسیار مشکل است ، و همچنین دررویکرد  ارزش گذاری بر اساس هزینه های جایگزینی برند ، با توجه به اینکه یک برند دارای ویژگیهای منحصر بفردی است که عملا جایگزینی آن صرفا با انجام هزینه ها بسیار مشکل است ، عملا و غالبا این دو رویکرد جنبه کنترلی و تعیین محدوده ارزش را دارد و رویکردی که عموما استفاده میشود ، رویکرد تعیین منافع برند است که خود نیاز به ارزیابی اثرات و منافع ناشی از برند درطول  دوره عمر برند و تنزیل ارزش های آینده در زمان تعیین ارزش برند خواهد داشت ، در این رویکرد میبایست اثرات مالی برند در افزایش ارزش و قیمت فروش و سهم بازار و حجم فروش در دوره عمر پیش بینی شده برای برند  نسبت به شرایطی که کالا و یا خدمات کاملا مشابه بدون حضور برند عرضه شود ارزیابی شود.  .
– در نهایت کارشناس میبایست با توجه به عوامل مختلف موثر بر ارزش برند ، و ریسک ها ، از جمله ،تغییرات تکنولوژی ، روند گذشته و پیش بینی روند آینده در آن  کسب و کار و رقابت مرتبط با برند در بازارهای مورد نظر ، خصوصا اثرات شبکه های اجتماعی ، که امروزه نقشی اساسی در افزایش و یا کاهش ارزش برند دارد ، در مورد ارزش برند اعلام نظر کند و لزوما این نظرات دقیقا یکی نخواهند بود