هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست ؟

هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست؟

هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست؟

شناخت بصیرت واقعی مشتری ، کمک زیادی به طراحی استراتژی ، سیاست گذاری های توسعه برندینگ ، تخصیص منابع ، مدیریت عملکرد و خدمات بازار و تغییر رفتار مشتری خواهد نمود .
امروزه ، در سیستم های مدرن ارتباط با مشتری ، مدیریت طبقه بندی خدمات و کالاها با نگاه به بصیرت و آگاهی درونی مشتری ، به امرخطیری تبدیل شده است و به این منظور لازم است تا کاملا به نیازها ، تفکر و احساس مشتری پی برد. این امر میبایست در کل مراحل زنجیره تولید و عرضه و فروش و پس از فروش لحاظ گردد. به این منظور لازم است بصیرت و تمایلات قلبی مشتری بخوبی شناخته شده و در ابعاد مختلف استراتژی توسعه برند لحاظ گردد.
بررسی بصیرت مشتریدر کنار ، ارزیابی اثر عوامل مختلف بر رفتار مشتری است که کمک میکند درک شود چه عاملی در کسب و کار بر رفتار مشتریان موثر است و همچنین کمک میکند تا رفتار اینده مشتری را با مدل سازی و بر اساس اطلاعات گذشته ، در شرایط مختلف پیش بینی کنیم.
تمایلات قلبی و بصیرت مشتری چیست ؟
تمایلات قلبی مشتری شامل حقایق عمیق در مورد مشتری است که شامل باور ها ، تجارب ، رفتار ها ، نیازها و مطلوبیت های مرتبط با وظائف و یا موضوعمورد نظر در حلقه مشتریان هدف است.
( customer insight) بصیرت مشتری به بیان دیگر عبارتست از شناخت غیر مشهود در باره مشتری شما که اگر رعایت شود و بر آن اساس عمل شود ، موفقیت زیادی را برای تغییر رفتار مشتری بدست خواهد داد .
هدف اصلی از شناخت بصیرت و آگاهی درونی مشتری ، آن است که بفهمیم چرا یک مشتری به یک برند ، توجه خاص میکند ؟ و اینکه چه تفکر ، انگیزه ، حالت ، عادت ، اشتیاق و احساسی در پشت این ترجیحات وجود دارد ؟ در طراحی برند لازم است یک تلاقی در بین علائق مشتری و خصوصیات برند ایجاد گردد و هرچه این اشتراکات با بصیرت مشتریان عمیق تر و بیشتر گردد ، میتوان موفقیت بیشتر برند را انتظار داشت.

ادامه خواندن “هشت مشخصه بصیرت مشتری برای توسعه برندینگ چیست ؟”

تعیین قیمت خرید یک کسب وکار-

چگونه قیمت یک کسب و کار را براورد کنیم ؟قبل از آنکه یک کسب و کار را بخرید لازم است بدقت ارزش کسب و کار پیشنهادی را ارزیابی کنید و با قیمت پیشنهادی فروشنده مقایسه نمایید. هرچند باید گفت این کار تا حدودی پیچیده بوده و بدلایل روشنی ، هیچگاه حتی در یک صنعت نمیتوان از اطلاعات ارزش یک کسب و کار برای کسب و کار دیگری استفاده نمود و در هر صورت ارزشیابی ها عموما نتایج کاملا مشابهی نخواهند داشت.
برای خرید یک کسب و کار، قبل از هرچیز باید این نکته برای شما روشن باشد ، که چه فرقی بین درآمد و سود خالص وجود دارد . در حقیقت درآمد به فروش ناخالص قبل از کسر هزینه ها اطلاق میشود، در حالیکه سود خالص، به خالص دریافتی گفته میشود که پس از کسر کلیه هزینه ها از درآمد بدست می آید.
هنگامی که یک کسب و کار فعال را ارزش گذاری می کنید ، یکی از مهمترین عوامل موثر در ارزش گذاری ، محاسبه سود خالص نرمال و مرتبط و درآمد نرمال و مرتبط با محور اصلی کسب و کار خواهد بود .
بطور کلی دو روش برای ارزیابی و قیمت گذاری یک کسب و کار وجود دارد . روش اول ، ارزیابی و ارزش گذاری کسب و کار در حالت توقف وانحلال و بدون فرض ادامه فعالیت است و روش دوم، ارزیابی و قیمت گذاری کسب و کار در حال فعالیت و با فرض استمرارآن فعالیت میباشد .
روش اول در حالت انحلال – در این روش لازم است تا ارزش کل داراییها به نرخ روز مشخص شده و بدهیها نیز تعیین گردند و با کسر بدهی ها بعلاوه درصد مناسبی (بابت هزینه های فروش و به پول رساندن داراییها ، که طبیعتا عامل زمان و مالیات و سایر هزینه های فروش نیز در آن موثر خواهد بود) ، خالص داراییها تعیین گردند . عدد بدست آمده ، در حقیقت ارزش داراییها پس از پرداخت بدهی ها برای شما خواهد بود .
روش دوم در حالت فعالیت و با فرض ادامه فعالیت – این روش تا حدودی پیچیده است، چراکه در این روش لازم است ، اثر داراییها و جریان درآمد ی که بخشی از فعالیت اصلی کسب و کار نیستند و بصورت تصادفی و یا از محل داراییهای غیر مرتبط با کسب و کار اصلی بدست آمده اند را حذف کنیم ، بعبارتی لازم است ، درآمد و سود نرمال شده را بدست آوریم . ( سود نرمال شده از کسر هزینه های عملیاتی و مرتبط کسب و کار اصلی از درآمد های عملیاتی مرتبط با فعالیت اصلی با حذف درآمدها و یا زیان های تصادفی که احتمال کمی دارند، بدست می آیند). البته درآمد های تصادفی و حاشیه ای و دارایی های مرتبط با کسب این درامد ها ، میبایست جداگانه ارزیابی شوند و در نظر گرفته شوند .از جمله برخی دارائیهای نامشهود مانند نام تجاری نیز میتواند مورد معامله و ارزشگذاری قرار گیرد که بستگی به استراتژی برندینگ خریدار و فروشنده خواهد داشت. بنابراین نرخ سرمایه گذاری در آن کسب و کار که شامل نسبت سود نرمال شده به سرمایه میباشد محاسبه شده و با نرخ سود آن صنعت مقایسه میشود ، در هر صنعت و هر نوع کسب و کار یک نرخ منطقی سود به سرمایه(Capitalization rate ) وجود دارد که انعکاس دهنده سطح ریسک در آن صنعت است. هنگامی که درآمدها و سود نرمال شده را برای آینده بر اساس اطلاعات و سوابق گذشته پیش بینی کردید و نرخ برگشت سرمایه نرمال شده را در یک دوره طولانی محاسبه نمودید ، میتوانید این نرخ را با نرخ برگشت سرمایه در کسب و کارهای دیگر مقایسه کنید و حتی این نرخ را میشود با نرخ های سود تضمین شده ، مثلا بانک ها و یا خرید اوراق مشارکت و تضمین شده ، مقایسه کرد و دید آیا با توجه به ریسک ها در آن صنعت قابل قبول هست یا خیر.